مراد على شمس

670

با علامه در الميزان ( فارسى )

سازد ، دعا هم عينا همين است . و خداى تعالى به همين اتحاد حقيقت دعاء و عبادت اشاره دارد ، آنجا كه مىفرمايد : « وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ ، پروردگارتان فرمان داده كه مرا بخوانيد ، تا اجابتتان كنم ، براى اينكه كسانى كه از عبادت من استكبار مىكنند به زودى حالت خوارى داخل جهنم خواهند شد . » « 1 » ، كه ملاحظه مىكنيد در اوّل ، فرمان به دعاء داده ، سپس همين تعبير به دعاء را مبدّل به تعبير عبادت كرده است . « 2 » س 652 - مگر خداوند وعدهء قطعى نداده است كه دعاى هركس از بندگانش را كه او را بخواند مستجاب مىكند ، پس چرا دعاى كافر مستجاب نمىشود « وَ ما دُعاءُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ » « 3 » ؟ ج - البته آنچه كه از سياق استفاده مىشود جملهء مذكور تتمهء كلام خازنان دوزخ است و معنايش اين است كه دعاى كفار در جوّ و شرايطى است كه ضلالت و بىفايدگى از هرسو حكمفرما است ، درنتيجه چنين دعايى به هدف اجابت نمىرسد . و اينكه جمله « وَ ما دُعاءُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ » جز و كلام خداى تعالى باشد احتمال بعيدى هست . ولى در هرصورت جمله معناى تعليل را مىدهد و حاصل معنايش اين است كه : خود شما دعا كنيد ، ولى دعاى شما مستجاب نمىشود ، چون كافريد و دعاى كافر مستجاب شدنى نيست . حال چرا دعاى كافر مستجاب نمىشود ؟ با اينكه خداوند وعدهء قطعى داده

--> ( 1 ) . سورهء مؤمن ، آيهء 60 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 10 ، ص 52 و 53 . ( 3 ) . سورهء مؤمن ، آيهء 50 .